سلامي از اينجا تا جمكران
ميثاق بستيم و بر سر ميثاق خود مي مانيم.
سلام اقا سلام مولا سلام منجي، منجي اي كه تاخير كرده اي پس كي مي ايي؟ تا به كي چشم به راهي؟
من بار گناهم از همه سنگينتر است اما بغض گلويم را مي گيرد وقتي مي بينم تو هستي و اين همه بي عدالتي است
بغض گلويم را مي گيرد وقتي مي بينم كه تو هستي اما هر كاري مي خواهند مي كنند بغض گلويم را مي گيرد وقتي كه پيرو حقيقي تو حامي جز تو و خدا ندارد بغض گلويم را مي گيرد كه نمي ايي
تا به كي اشك بغضم را روي طلاي طلاييه بريزم تا به كي از دوكوهه تا تخريب بروم . تخريب تخريبم بيا. راهمان راه شلمچه است عزت دستانمان سه راهه طلاييه است . بيا ديگر بس است.
چندبار ديگر ميثاق نامه را بخوانيم و با اشك دلمان امضا كنيم ؟ چندبار؟
بار گناهم از همه سنگينتر ، اما ايمان دارم كه هستي اما ايمان دارم كه مي ايي اما ايمان دارم كه اوحامي واقعي توست.
يكبار ديگر پيمان ميبنديم:
آماده ايم آماده تر از هميشه بيدارتر از هميشه عاشق تر از هميشه و منتظر تر از هميشه